مادر بقچه اش را بست و راه افتاد. درست پیش از بیرون رفتن از خانه، برگشت به طرف دو دختر بزرگترش و گفت:” نندازینش توی حوض ها!” هنوز پایش را از در بیرون نگذاشته بود که دو خواهر، درست مثل دو سرباز گوش به فرمان، خواهر کوچکتر را انداختند توی حوض. حوض عمیق تیرهی توی حیاط. دخترک پنج شش سال بیشتر نداشت. خواهرها هر کدام حدود چهار سال با هم فاصلهی سنی داشتند. و حالا دو خواهر بزرگتر کنار حوض ایستاده بودند و به دخترک که در آب سرد سنگین دست و پا میزد میخندیدند. دخترک ریز و کوچک و حوض عمیق و بزرگ بود. انگار ته نداشت…
داستان یک زن: از تونل وحشت تا دایرهی وحدت
ناشر : کتیبه پارسیدسته: سایر
موجودی:
68 موجود در انبار
مادر بقچه اش را بست و راه افتاد. درست پیش از بیرون رفتن از خانه، برگشت به طرف دو دختر بزرگترش و گفت:” نندازینش توی حوض ها!” هنوز پایش را از در بیرون نگذاشته بود که دو خواهر، درست مثل دو سرباز گوش به فرمان، خواهر کوچکتر را انداختند توی حوض.
موجود در انبار
وزن | 390 g |
---|---|
نوع جلد | |
شابک | |
تعداد صفحات | |
نويسنده/نويسندگان |
برای ثبت نقد و بررسی وارد حساب کاربری خود شوید.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.